برای رفیقم ..

 

دیشب رفیق دوست داشتنی ای که داشتم ، دارم و خواهم داشت بعد از روزهایی طولانی و غیر آفتابی انگار کنارم بود ..

و با خودم تصویری ساختم .. که انگاری میلیونها سال است که میشناختمش ..

شاید روزهای خوبی باشد و شادی هایمان مستدام ..

..

قدیم ترها دوس داشتم داستان بخونم .. دوس داشتم اگه شد فیلم کوتاه بسازم .. حتی دوس داشتم کاغذ رو بی خود و الکی سیاه کنم ..

این روزاها که نه .. این شبها میتونم قصه بگم .. با شخصیتهای خیالی ..

* که به سلامتی مرگهای تدریجی ..

 

 

با احتیاط حمل شود چون شکستنی ...

 یکهو جیرینگ بغض کسی در گلو شکست *

 

* از سید مهدی موسوی

 

تصور کن .. دستی بیرون از آب ... ( حال این لحظه ی من .. )

میترسم ..

... کاش میشد با آینه ها دوست شد .. می ترسم .. از زل زدن به چشمهای تو آینه میترسم .. کاش کمی بیشتر هوای منو داشت .. ی جور دیگه نشون میداد .. این خودمم ؟ کاش میشد به چشمای توی آینه زل نزد ..

زندگی زیباست ..

 

چند روزه دارم به سکانس فوق العاده فیلم زندگی زیباست فکر میکنم ..

روبرتو بنینی شبیه دلقکها به سمت مرگ پیش میرفت ..

بچه ی کوچیکش فکر میکرد اینم قسمتی از بازیه ..

برای دیروزم .. ( جهت ثبت )

... سنگ هم که باشی با اشاره ی پتک میشکنی ..

پتک نیاور .. اشاره کن ..

 

مخاطبی دارد خیلی خاص .. که این روزها کمتر و کمتر به اینجا سر میزند ..

اسفند لعنتی ..

خودمون تموم شدیم اسفند تموم نشد ..

جهت ثبت

... اینجا خوبه .. آدم راحت میتونه بیاد و بگه دلش گرفته ..

 

...

... ( صدای مبهم آژیر آمبولانس ) ..

نمیدونم چی میشه ، شایدم جواب خیلی از سوالام رو بتونم بگیرم . شاید همه چی تموم بشه .. آره ، شایدم همه چی تموم شه .

بدنم ، بدنم خیلی میسوزه . دهنم داره خشک میشه .. وای سرم .. این سر درد لعنتی دوباره میخواد شروع بشه .. کاش میتونستم قرص بخورم .. نفسام سخت بیرون میاد .. راننده چه قدر داد و بیداد میکنه .. چقدر خوابم میاد ، چشام سنگینه .. فکر کنم به خاطر اضافه کار دیشبه .. یادم باشه استعلاجی بگیرم برای فردا .. کاش بتونم ماسک رو از رو صورتم بردارم .. شاید راحت تر نفس بکشم ..

 

ولی از فردا شروع میشه ، روزنامه ها تو صفحه حوادث بغل خبر روستای شین آباد یادداشت میکنن جوانی در درگیری با زورگیران کشته شد .. شایدم به بی بی سی و اون ور آبیا برسه .. نهایت دو روز میگذره و همه یادشون میره .. فقط دلم برای خونواده ی کوچیکم تنگ میشه .. کاش بمونم ...

طوفان ..

.. عجب حال غریبی دارم ..